مرتضوی خراسان شمالی دارای اقوام متعددی هم چون کرد، ترک، تات، فارس و ترکمن با زبان، آداب و رسوم متفاوت است و همین امر سبب شده تا برای آشنایی بیشتر به بررسی اقوام مختلف بپردازیم. در چند شماره قبل به بررسی پیشینه قوم تات پرداختیم و امروز زبان و آداب و رسوم این قوم را از نگاه استادان و محققان مورد بررسی قرار داده ایم.یک کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی می گوید: به دلیل این که امروزه تاتی در ایران یا حداقل در خراسان شمالی 2 نوع مختلف است و هر کدام با دیگری تفاوت های محسوسی دارد لذا برای بعضی مناطق باید واژه گویش را به دلیل این که کلمات آن با کلمات فارسی رسمی تفاوت دارد استفاده کرد و برای برخی مناطق دیگر به دلیل اختلاف و تفاوت در تلفظ باید لهجه تاتی را استفاده کرد.«محمود باعصمت» با اشاره به این که این گویش یا لهجه خود یکی از لهجه های محلی زبان پهلوی ساسانی بوده است که در سرزمین سیستان به آن سخن می گفتند اظهار می دارد: در سال 251 یعقوب لیث صفاری زبان فارسی دری را که همان لهجه محلی سرزمین سیستان بود زبان رسمی و درباری ایران معرفی کرد که کم کم به عنوان زبان رسمی در تمام کشور از آن استفاده شد.وی اضافه می کند: هم اکنون همین زبان در افغانستان امروزی، با اندک تغییری در حال استفاده است و در ایران هم شاید همین زبان تات های شمال خراسان، به ویژه منطقه گیفان که زبان آن ها شباهت بسیاری با زبان امروزی افغانستان دارد اصالت خود را حفظ کرده و کمتر دستخوش تغییر و تحول شده است.وی با اشاره به این که تاتی امروز شمال خراسان دنباله و باقی مانده زبان فارسی دری رایج در سیستان با قدمت بسیار است می افزاید: وجود بسیاری از کلمات قدیمی فارسی مانند کوتل (تپه)، خلعتی (هدیه)، خوانچه و بادیه (ظرف غذا) که در متون نظم و نثر فارسی قدیم مانند آثار سعدی، نظامی، بیهقی و فردوسی آمده بود در گفتار مردم این منطقه از دیگر دلایل این امر است.«باعصمت» تصریح می کند: امروز تلفظ و شکل قدیمی بعضی از کلمات که در زبان فارسی بر اثر گذشت زمان دچار تغییر و تحول شده است هم چنان کاربرد دارد به عنوان مثال واژه گوسفند قبل از این «گوسبند» بوده و امروزه تات ها آن را به همین لفظ به کار می برند و در آن ها ابدال «ب» به «ف» انجام نگرفته است.وی ادامه می دهد: هم چنین تلفظ های قدیمی واژه های دیگر مثل، یک، هزار، هژده، هبده (هفده) نیز امروزه در بین تات های قدیمی رایج است.وی به کار بردن بسیاری از کلمات رایج در بین تات ها را همان کلمات فارسی امروزی می داند و بیان می کند: این موضوع یکی از نکات زبانی قابل توجه است که بعدها فرآیند واجی روی آن ها انجام گرفته است و تفاوت رسمی محسوسی با تلفظ امروزی فارسی رسمی دارد. مثلا واژه «خون» به صورت «خین» تلفظ می شود که ابدال در حرف دوم این کلمات انجام گرفته است. در کلماتی مثل سرمو «سرما» و بنیس «بنویس» فرآیند واجی موجب تغییر تلفظی آن ها شده است.این کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی به ادبیات شفاهی بسیار غنی تات نشین ها و وجود کنایات و ضرب المثل های رایج در منطقه گیفان که به لحاظ تنوع، تعدد، ایجاد و تداعی معانی بسیار قابل تأمل است اشاره می کند و می گوید: وجود ترانه های محلی رایج در بین تات ها که با دلی دلی کردن و هی هی چوپان همراه و بیشتر مضامین آن ها بیان دلدادگی و دوری آن ها از یار و دیار معشوق است، لالایی های مادران برای فرزندان، تعزیه خوانی، شبیه خوانی، قصه ها و استان های قدیمی از دیگر موارد مطرح در ادبیات شفاهی میان آن هاست.«باعصمت» اظهار می دارد: متأسفانه با وجود فرهنگ غنی وادبیات شفاهی بسیار قوی نسل جدید شهر زده تحت تأثیر فرهنگ و زبان شهری قرار گرفته و زبان و فرهنگ شهری جایگزین زبان و فرهنگ محلی و بومی آن ها شده است.وی بیان می کند: بیم آن وجود دارد که در آینده نزدیک تمام آن لغات، تعابیر، کنایه ها، امثال، داستان ها، قصه ها، مرثیه ها و لالایی ها به بوته فراموشی سپرده شود و از زبان اصیل تاتی، تنها نامی باقی بماند.مدرس مرکز تربیت معلم امام محمد باقر(ع) هم با اشاره به پیشینه قوم تات که همان تات آریایی و از جمله اقوام بومی خراسان و ایرانی است اظهار می دارد: زبان تاتی یکی از شعبه های اصلی بازمانده از فارسی میانه است.«حسن اسعدی» می گوید: امروزه اقوام تات که مردمی مذهبی، معتقد و میهن دوست هستند در خراسان شمالی و در راز و جرگلان، گرمه، جاجرم و گیفان زندگی می کنند.وی مهمان نوازی، گرم خویی و خصلت های نیک را از جمله ویژگی های این مردم ذکر و بیان می کند: در منطقه خراسان شمالی تات ها در کنار اقوام دیگر مثل ترک، کرد، ترکمن و فارس در کمال آرامش زندگی می کنند.وی می افزاید: در شهر سنخواست روستاهای تات نشین مثل کرف، خراشا، جربت، ملااویس و دربند وجود دارد که مردم این مناطق دین دار و سخت کوش هستند.وی با بیان این که تات های منطقه سنخواست و جاجرم تاکنون شخصیت های بزرگی را به فرهنگ ملی و قومی ایران و ایرانیان تقدیم کرده اند می گوید: شاعر نامی دربار سلجوقیان اصفهان، بدرالدین عمر جاجرمی و پسرش محمدبن بدرالدین و پس از آن ها در قرن معاصر حضرت آیت ا... میرزا ابوالحسن موسوی بجنوردی، عارف بجنوردی، ادیب بجنوردی، میرزا عبدالحی و شیخ حسین کرفی از جمله این شخصیت ها هستند.این مدرس مرکز تربیت معلم با اشاره به این که تات های منطقه راز و جرگلان نیز شخصیت های علمی بزرگی را از جمله شیخ عبدا... رازی و یعقوب آرمین پرورش داده است اضافه می کند: در منطقه گیفان نیز شخصیت های بزرگی وجود داشته است.«اسعدی» بیان می کند: در زمانی نه چندان دور منطقه گیفان راه ارتباطی و تجاری ایران با روسیه وجود داشته و یکی از راه های تبادلات فرهنگی بوده است به همین دلیل این منطقه از پیشینه تأثیرگذار در فرهنگ قومی تات برخوردار است.یک استاد دانشگاه نیز با بیان این که زبان تاتی مانند سایر زبان های دیگر دارای شاخه های متعددی است می گوید: با توجه به این که در کنار این زبان، زبان های دیگری هم چون کردی، ترکی، عربی و بلوچی وجود دارد این زبان تحت تأثیر این زبان ها قرار گرفته و با کمی تغییرات نسبت به زبان های دیگر تاتی متفاوت است.«شاددل» اضافه می کند: زبان تاتی موجود روستای طبر به دلیل رفت و آمد مردم این روستا با مناطق دیگر و روستاهای اطراف که دارای زبان های کردی و ترکی هستند دچار تغییر شده است.وی بیان می کند: به مرور زمان و با پیشرفت علم و دانش زبان ها از نظر گویش متحول شده و گسترش پیدا کرده است به گونه ای که هر نسل بعد از نسل دیگری به صرف این که زبانشان کرد، ترک و تات باشد با نسل قبل از خود متفاوت است بنابراین نمی توان زبان تات را در یک جمله تعریف کرد چرا که هر تعریف برای نسل خود معنی دارد.وی اظهار می دارد: زبان تات روستای طبر با روستاهای مجاور خود مثل جربت، کرف، سنخواست و خراشا که تات هستند در بسیاری از کلمات متفاوت است این در حالی است که این روستا از نظر گویش با زبان مردم فیروزه که یکی از روستاهای کوچک جنوب بجنورد است بیشتر هم خوانی دارد و نزدیک ترین زبان تاتی به زبان طبری است.وی اضافه می کند: به همان نسبت هم زبان تات سنخواست و خراشا با مناطق اطراف خود هم چون جربت، جاجرم و گرمه تفاوت دارد.این استاد دانشگاه می گوید: در خراسان شمالی زبان اهالی روستای روئین و چند روستا در بخش اسفراین و روستای راستقان گیفان شباهت زیادی به زبان های تاتی مناطق گرمه، جاجرم، سنخواست، خراشا و طبر دارد.وی اضافه می کند: در خراسان شمالی باورهای مردم با کمی تفاوت جزئی یکسان است و تغییرات جزئی به دلیل تغییر و تحول های موجود امری طبیعی است.وی بیان می کند: نمی توان گفت گذشتگان ما آداب، سنت و ریتم خاصی در زبان، لهجه و مراسم خود نداشتند چرا که ما به عنوان نسل بعد از آن ها نتوانستیم آن ها را به عنوان یک یادگار حفظ کنیم.نویسنده کتاب هویت شناسی شهر بجنورد با بیان این که در شمال بجنورد ساکنان دهستان گیفان، بیشتر فارسی زبان هستند و گویش آن ها به نام «تاتی» معروف است اظهار می دارد: در دهستان گیفان و روستاهای رزقانه، امیرآباد، سیدآباد و گیفان و در بخش راز روستاهای جلفدره، قوش تپه، اسفروج و آنابای فارس زبان هستند، در جنوب بجنورد در جلگه شوقان و در شهرستان جاجرم، شهر سنخواست و روستاهای قدیمی مثل طبر، کرف، خراشا و اندقان تاتی حرف می زنند.در این مناطق، لهجه تاتی، زبان اصلی مردم است و در برخی روستاها، تات ها همراه با سایر اقوام و به ویژه با کردها زندگی می کنند.وی با بیان این که بسیاری از ساکنان محلات جنوب شهر بجنورد را تات ها تشکیل می دهند اظهار می دارد: رواج گویش تاتی در شهر بجنورد در میان فراوانی لهجه های مختلف به نوعی یادآور دیرینگی این سرزمین است.وی با اشاره به این که خیابان های شهید چمران، حسینی معصوم، هفده شهریور و به ویژه بولوار مدرس و برخی کوچه های خیابان شهید بهشتی و بافت میانی شهر بجنورد حضور پر رنگ تات زبان ها را از دیرباز شاهد است می افزاید: تات های ساکن بجنورد شامل طوایف گیفانی، گلیانی، گرمه ای، جاجرمی، رازی، سنخواستی، خراشاهی، جربتی، کرفی، طبری، فیروزه ای، آساکی (پارتی)، اردغانی، بیدوازی، روئینی، مشهد طراقی و برخی طوایف خاوری است.
پس از متوقف شدن کشت چقندر قند در سطح روستاهای جاجرم، اینک نوبت پنبه است که از رده ی کشت خارج گردد.
مطلبی از یک انسان فرهنگ دوست که در دیار غربت هم همچنان عشق به میهن و زادگاه خود را از یاد نبرده است.
جناب آقاي خراشاهي
با سلام و اظهار ارادت
از اين كه به اصالت هاي ديرين خود پايبند مي باشيد و نام وبلاگ خود را به نام موطن و مولد خويش مزين نمودهايد، از نظر اينجانب انديشه و تفكر شما درخور تحسين است. اينجانب از حضرتعالي شناخت دقيقي ندارم شايد با توجه به پيشينه اشتغال در كسوت شريف معلمي گذشته بنده را بشناسيد. روز دوشنبه مورخ 19/12/87 در لينك هاي مربوط به بجنورد نيوز جاجرم را يافتم و در جاجرم به وبلاگ شخصي شما برخورد نمودم، نام خراشا را كه بر صفحه مانيتور ديدم هيمنهي نياكان و بزرگان اقليم خود را به ياد آوردم، اگرچه نسب مادريام به سادات هاشمي نسب خراشا مي رسد و زادگاهم جربت است همه آن اقاليم را يكي مي پندارم و يادم هست در سالهاي 65 تا 67 در قالب يك مثنوي ارادتم را به جاجرم و و اقليم ناموران خراسان شمالي (جلگهي سنخواست) نشان داده بودم. ابياتي از آن را در اين غربت رهيده از تاريخ تزار روس و نظام بلشويكي يعني تاشكند پايتخت ازبكستان برايتان ذهني تحرير مينمايم تا همچنان به صنوبران عليم و دانشمند سرفراز، مام وطن خويش (خراشا) در هر كسوتي كه بودي عاشق بماني، كه حب الوطن من الايمان و اگرچه من به رسم تقدير اكنون در سمت رايزن فرهنگي ج.ا.ا. در ازبكستان از وطن دورم اما همواره عاشق آن سرزمين آفتابي و مردمان نجيبش ماندهام و اين پيام نبز حكايت از همان عشق دارد.
شعر
ارغيان و شهر جاجرم است عزيز صاحبانش صاحب فضل و تمييز
از ازل اهل فضيلت بودهاند تا به اكنون ره چنين پيمودهاند
آن خراشا چون نگين است اندر آن بس نشان دارد به تاريخ و زمان
از معين الدين جاجرمي بگير تا اديب آن لايق تخت و سرير
جمله عبدالحي و آن مرد كبير تا به بدر و طالب آن مرد شهير
موسوي فاضل آن روح سترگ او كه بوده است آيت اللهي بزرگ
نادم و عارف كه صوفي مسلكند افتخار آن زمين و ملتند
اوستاد ماهر آن سيد رضا او كه بوده است اثوهي مهر و وفا
ميرزاي عابد آن مرد خدا آن مديح خاندان مصطفي
جملگي در راه داور رفتهاند كه اين چنين نامي و اشهر گشتهاند.........
و يا به لهجهي سرزمين آفتابي شما اين ابيات را در همان ايام سرودهام
شهر ججرم عزيز، مردم بيدار دَرَ!
صحبون هنر و قدمت بسيار دَرَ!
تو به خوردگيش مرو كه چشماته پر نمنة
تا بخي بشنسيشه خيلي دگه كار دَرَ!
گر مه شم شهرشهيداي دلير دورونه
مردماي متقي و صاحب افكار دَرَ!
ايور و سنخواست و خراشا كه بري
تو ميفهمي چه همه صاحب افكار دَرَ!
يا به كرف و درق و جربت او هم كه بري
مدني چه همه ملت پركار دَرَ!
شغون و جوشغون و طيور و دربند او هم
ميوه هاي مختلف خروار و خروار دَرَ!...........
النهايه از وبلاگ شما و مضامينش استفاده كردم با تأمل و دقت مطالب بيشتري در آن بارگزاري نماييد. اين وجيزههاي ناچيز از باب ابلاغ ارادت بود.
با احترام
حبيب صفرزاده
رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ازبكستان - تاشكند
hsafarzadeh@yahoo.com
امید که مراسم عزاداری به شناخت بیشتر مردم از دین و خدا منجر بشود و ایمان ایشان افزون گردد.
باد خنک از جانب خوارزم وزان است
برگهای رنگارنگ از اوج درختان به آغوش خاک می افتند و زمین را برای خواب زمستانی آماده می کنند. درختان سرسبز حجاب از تنبر می کنندو سرمای سخت زمستانرا به امید رویش دوباره در بهار تحمل میکنند.
صد شکر که آن آمد و صد حیف که این رفت
البته خراشا در این مصیبت تنها نیست و بیشتر روستاهای شهرستان جاجرم بدلیل کاهش تعداد دانش آموزان کم کم مدرسه های راهنمایی خود را از دست می دهند. و با تداوم این امر،ما در سالهای آینده حتی شاهد تعطیلی دبستانها هم خواهیم بود.
آیا جامعه ایران مدینه فاضله است؟
آیا آمار طلاق و اعتیاد به مواد صنعتی و شیمیایی روانگردان نگران کننده نیست؟
پیغام گیر فردوسی
نمی باشم امروز اندر سرای که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب چو فردا بر آید بلند آفتاب
پیغام گیر خیام
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد
پیغام گیر منوچهری
از شرم به رنگ باده باشد رویم در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت زان پیش که همچو برف گردد رویم
پیغام گیر مولانا
بهر سماع از خانه ام رفتم برون..
رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم
شادان شوم
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم
نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را
قربان شوم
پیغام گیر بابا طاهر
تلیفون کرده ای جانم فدایت الهی مو به قوربون صدایت
چو از صحرا بیایم نازنینم فرستم پاسخی از دل برایت
پیغام گیر حافظ
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور
پیغام گیر سعدی
از آوای دل انگیز تو مستم نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ فلک را گر فرصتی دادی به دستم
پیغام گیر نیما
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی
بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
پیغام گیر شاملو
بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است
پیغام گیر سایه
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز
کتمان
پیغام گیر فروغ
نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم
..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های
آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می
آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام
گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
منبع: ایمیلی از دوستان
؛«محروميت» اهالي «خراشا» را مجبور به مهاجرت كرده است
تاريخ انتشار 28/03/87 شماره سريال 17008
؛روستاي خراشا در ٤٠ كيلومتري مركز شهرستان و در كوير جاجرم قرار دارد. پهنه اين كوير فرزنداني همچون عارف بجنوردي، اديب بجنوردي، آيت الله سيدحسن موسوي بجنوردي و ... را در خود پرورش داده است و در جريان ٨ سال دفاع مقدس، ٢٦ شهيد را تقديم اسلام و انقلاب كرده است.
خراشا در ميان دشت سنخواست و در اقليم نيمه خشك واقع است كه رودخانه دائمي دربند از يك كيلومتري شرق روستا مي گذرد و بخش قابل توجهي از مزارع كشاورزي را آبياري مي كند.
اين روستا با برخورداري از دفتر خدمات ارتباطي و اتصال به دهكده جهاني، هنوز بافت قديمي اش را حفظ كرده است.
يكي از اهالي با اشاره به وجود بناهاي تاريخي در روستا مي گويد: مكاني در روستا وجود دارد كه مربوط به دوره قاجار است، بنابراين ضرورت دارد ميراث فرهنگي- گردشگري و صنايع دستي نسبت به احيا و مرمت آن اقدام كند.
يكي ديگر از اهالي نبود پزشك در خانه بهداشت روستا را از مشكلات بهداشتي اهالي عنوان مي كند و مي افزايد: پزشك در هفته، يك روز به روستا مي آيد لذا مجبوريم براي درمان و استفاده از خدمات بهداشتي و درماني به مركز استان و شهرستان مراجعه كنيم.
«حاتمي» مي گويد: تنها حمام عمومي روستا تخريبي است و هيچ ارگاني براي به سازي و يا ساخت دوباره آن، اعتباري را اختصاص نمي دهد.
دهيار روستا با اشاره به پايين بودن كيفيت نان در خراشا عنوان مي كند: نظارت مستمري بر نحوه توليد نان در روستا انجام نمي شود.
«حسين زاده» اظهار مي كند: در مقطعي كه شوراها بر روند كار نانوايي روستا نظارت داشتند، كيفيت نان خوب بود اما با نظارت نكردن شوراها، دوباره كيفيت نان نامطلوب شده است.
در اثر خشكسالي، سطح آب قنات هاي روستا افت پيدا كرده است كه نياز به مرمت و لايروبي دارد تا كشاورزان بيش از اين دچار مشكل نشوند.
راه آنتني سنخواست به خراشا به طول ٢ كيلومتر آسفالت نيست و اهالي در زمستان با مشكل روبه رو مي شوند در حالي كه راه هاي ارتباطي ديگر روستاهاي بخش آسفالت است.وي با اشاره به اين كه در روستا ٣ مقطع تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان وجود داشت مي گويد: در حال حاضر به علت مهاجرت اهالي به شهر و كم شدن تعداد دانش آموزان مقطع راهنمايي و دبيرستان در روستا وجود ندارد.
عضو شوراي اسلامي روستا با اشاره به مهاجرت اهالي به شهرها به علت كمبود امكانات مي گويد: احداث كارخانه و يا كارگاه توليدي در روستا، از مهاجرت جوانان خراشا به شهرها جلوگيري خواهد كرد.
«عباس طالب پور» به وجود ١٤ حلقه چاه عميق و نيمه عميق و يك رشته قنات در خراشا اشاره مي كند و مي افزايد: سال هاي گذشته، كشاورزان روستا ٢ هزار تن گندم توليدي داشتند كه امسال به علت خشكسالي به ٥٠٠ تن كاهش يافته است.
نبود فضاهاي ورزشي و فرهنگي براي جوانان روستا از ديگر كمبودهاي خراشاست.
عضو ديگر شوراي اسلامي از اجرا نشدن طرح هادي خراشا خبر مي دهد و در مورد مشكلات بهداشتي اهالي مي گويد: تنها حمام روستا در حال تخريب است، كه به لحاظ كويري بودن منطقه مي توان از انرژي خورشيدي براي ساخت حمام خورشيدي استفاده كرد، اما اهالي توانايي مالي براي تامين هزينه آن را ندارند.
وي درباره وجود قبرستان هاي متعدد در روستا مي گويد: هر طايفه اي در روستا براي خود يك قبرستان داشته است، به گونه اي كه اكنون ٨ قبرستان در روستا وجود دارد.
وي درخصوص ساخت راه سنخواست به جاجرم عنوان مي كند: با كمك فرمانداري و رضايت مالكان زمين هاي كشاورزي مسير راه ارتباطي سنخواست به جاجرم، احداث خواهد شد.در صورت ايجاد دار قالي توسط ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي، علاوه بر اشتغال زنان روستا، به عنوان منبعي براي درآمد خانواده ها معيشت آن ها را بهبود خواهد بخشيد.معابر روستا فاقد برق است و اداره برق نيز در ايجاد روشنايي معابر تعلل مي كند.
بخشدار جلگه سنخواست نيز مي گويد: روستاي خراشا در ٣ كيلومتري شرق شهر سنخواست قرار دارد كه فاصله آن تا مركز استان ٩٠ كيلومتر است.
«حسن وثوقي» جمعيت روستا را براساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال ٨٥، ٦٥٥ نفر اعلام و بيان مي كند: بيش از ٦٢ درصد اهالي روستا باسوادند و روستا پرورش دهنده عالمان و انديشمندان بسياري است.
به علت مهاجرت اهالي به شهرهاي اطراف، خراشا كه در گذشته از مراكز پرجمعيت منطقه بود، امروز جمعيت چنداني ندارد و از اغلب امكانات زندگي محروم است.
به نقل از وبلاگhttp://www.daraghcity.blogfa.com/

چو فردوسي، كجا پر مهر پيري است
بود خاك خرد ، اين مرز پر راز
بسي شيران مهري،داده پرواز
شود هم جنس، با هم جنس خو گير
يهودي خوك پرورد، آريا شير
از مثنوي زن نامه ي كيوان تهمتن خراساني

ادامه مطلب


نبود درآمد كافي و امكانات اوليه زندگي و جاذبه هاي شهرها بويژه بجنورد و حتي شهر محروم و كويري جاجرم موجب مهاجرت گسترده مردم به شهرها شده است.
دامداري در حال نابودي است و سخت گيريهاي اداره منابع طبيعي جاجرم به بهانه حفاظت از محيط زيست موجب افول دامداري و انقراض آن شده است. مي توان اين نويد را به مسئوولان و بويژه منابع طبيعي جاجرم داد كه تا ۱۰ سال اينده با خالي شدن روستاهاي شهرستان جاجرم، تمام اراضي اير روستا تبديل به مرتع طبيعي مي شود كه با تحقق اين روياي شيرين!؟ اداره موصوف مي تواند هزاران هكتار زمين بكر را از آن خود كند. به به! به به!
كشاورزي هم در حال افول و ضعف است. خشكسالي و پايين رفتن سفره هاي آب زير زميني و فشار سازمان آب و از طرف ديگر تملك اراضي حاصلخيز جوار روستاها به بهانه مرتع و ملي بودن، موجب ايجاد فاجعه اي غم انگيز براي كشاورزان شده است. به به !! به به!!

